Ethics code: IR.TUMS.FNM.REC.1403.005
1- کارشناسارشد مدیریت پرستاری، مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
2- کارشناس پرستاری، بیمارستان شهیدبهشتی، دانشگاه علوم پزشکی کاشان، کاشان، ایران
3- دانشجوی دکتری پرستاری، مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
4- کارشناسارشد پرستاری مراقبتویژه، مرکز تحقیقات مراقبتهای ویژه پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
5- استاد مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران؛ دانشگاه علوم پزشکی السبطین، شعبه بینالملل دانشگاه علوم پزشکی تهران در عراق، کربلا، عراق ، Dehghann@tums.ac.ir
چکیده: (21 مشاهده)
زمینه و هدف: اختفای دانش به تلاش عمدی افراد برای پنهان کردن یا به اشتراک نگذاشتن دانش درخواستی همکاران اطلاق میشود و میتواند پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تیمی، کیفیت مراقبت، ایمنی بیمار و نوآوری سازمانی داشته باشد. با وجود اهمیت این پدیده در محیطهای درمانی، شواهد محدودی در خصوص اختفای دانش در میان پرستاران ایرانی وجود دارد. از سوی دیگر، پرستاران بخشهای مراقبتویژه و اورژانس بهطور مستمر در معرض هشدارهای تجهیزات پزشکی قرار دارند و خستگی ناشی از هشدار میتواند بر عملکرد حرفهای و تعاملات کاری آنان تأثیر بگذارد. این مطالعه با هدف بررسی میزان اختفای دانش پرستاران بخشهای مراقبتویژه و اورژانس و ارتباط آن با ویژگیهای دموگرافیک، عوامل شغلی و خستگی ناشی از هشدار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی- تحلیلی مقطعی در سال ۱۴۰۳ بر روی ۲۶۰ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای مراقبتویژه و اورژانس بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد. نمونهگیری بهروش چندمرحلهای طبقهای تصادفی انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی اختفای دانش Connelly و همکاران و پرسشنامهی خستگی ناشی از هشدار بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای t مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی Spearman در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. سطح معنیداری کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی پرستاران ۷/۲۷±۳۳/۲۸ سال بود و بیشتر آنان زن(۶۹/۲ درصد)، متأهل(۵۶/۲ درصد)، دارای مدرک کارشناسی(۸۷/۰ درصد) و شاغل در شیفت در گردش(۸۳/۱ درصد) بودند. میانگین نمرهی کلی اختفای دانش پرستاران ۸/۸۱±۲۴/۶۳ از دامنهی نمرهی قابل کسب ۶۰-۱۲ بود و ۶۷/۳ درصد شرکتکنندگان در سطح پایین، ۲۸/۱ درصد در سطح متوسط و ۶/۴ درصد در سطح بالای اختفای دانش قرار داشتند. میانگین نمرهی ابعاد پنهانسازی توجیهشده، پنهانسازی طفرهآمیز و تظاهر به ناآگاهی بهترتیب ۳/۲۶±۸/۴۵، ۳/۳۶±۷/۶۹ و ۳/۵۶±۸/۴۸ بود و نمرهی کلی اختفای دانش و ابعاد آن بین پرستاران بخشهای مراقبتویژه، مراقبتویژهی قلبی و اورژانس تفاوت معنیداری نداشت. ارتباط آماری معنیداری بین اختفای دانش و خستگی ناشی از هشدار مشاهده نشد(۰/۰۸۷=r، ۰/۱۶=P). همچنین هیچیک از متغیرهای دموگرافیک و شغلی شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، سابقهی کار، بخش محل خدمت، نوع شیفت، مدرک تحصیلی و میزان درآمد با اختفای دانش ارتباط معنیداری نداشتند؛ در حالیکه میزان درآمد(۰/۱۲۸=r، ۰/۰۴۱=P) و نوع شیفت کاری(۰/۰۴=P) با خستگی ناشی از هشدار ارتباط معنیدار داشتند.
نتیجهگیری: سطح اختفای دانش در میان پرستاران بخشهای مراقبتویژه و اورژانس پایین بود. عدمارتباط اختفای دانش با خستگی ناشی از هشدار و ویژگیهای دموگرافیک نشان میدهد که احتمالاً عوامل دیگری در شکلگیری این رفتار نقش دارند. انجام مطالعات بیشتر برای شناسایی عوامل سازمانی، مدیریتی و روانشناختی مرتبط با اختفای دانش در محیطهای بالینی پیشنهاد میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشی اصيل |
موضوع مقاله:
بین رشته ای