Ethics code: IR.MUMS.FHMPM.REC.1403.209
1- دانشجوی کارشناسیارشد آموزش بهداشت و ارتقا سلامت، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
2- استادیار مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، پژوهشکده علوم پایه، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران؛ گروه آموزش بهداشت و ارتقا سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
3- استاد مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، پژوهشکده علوم پایه، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران؛ گروه آموزش بهداشت و ارتقا سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران ، peymann@mums.ac.ir
چکیده: (34 مشاهده)
زمینه و هدف: نوجوانان بیشترین زمانی که در فضای مجازی سپری میکنند نه برای کسب اطلاعات علمی و بهداشتی، بلکه فعالیتشان در شبکههای اجتماعی است. مطالعه حاضر باهدف تأثیر آموزش سواد سلامت الکترونیک مبتنی بر نظریه خودکارآمدی در استفاده مؤثر از شبکههای اجتماعی مجازی در دانشآموزان افغانستانی مقطع دوره اول متوسطه شهر مشهد انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی با گروه مداخله و کنترل و نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهصورت تصادفی بود که بر روی ۱۰۴ دانشآموز دختر و پسر افغانستانی مقطع دوره اول متوسطه، بهطور تصادفی از ۴ مدرسهی خودگردان مهاجران شهر مشهد در سال ۱۴۰۳ انجام شد. برای گروه مداخله(۵۳ نفر) ۴ جلسه آموزشی برگزار گردید و گروه کنترل(۵۱ نفر) مداخلهای دریافت نکرد. دادهها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله آموزشی با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی استاندارد خودکارآمدی Sherer با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۰/۸۲، پرسشنامه استاندارد سواد سلامت الکترونیک با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۰/۸۸ و پرسشنامهی استاندارد شبکههای اجتماعی با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۰/۸۵ جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS تجزیهوتحلیل شد. سطح معنیداری ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: از ۱۰۴ دانشآموز شرکتکننده ۵۳ نفر در گروه مداخله(۲۸ دختر و ۲۵ پسر) و ۵۱ نفر در گروه کنترل(۲۶ دختر و ۲۵ پسر) بودند. سن شرکتکنندگان در گروه مداخله ۰/۵۰±۱۳/۵۵ سال بود. ۵۲/۸% آنها پدرانشان دارای تحصیلات ابتدایی و ۶۴/۲% آنها پدرانشان کارگر بود. ۳۵/۸% آنها دارای مادرانی بیسواد بودند. بین میزان سواد سلامت الکترونیک دانشآموزان و تحصیلات پدر اختلاف معنیداری بود(۰/۰۵>P). بین میزان استفادهی مؤثر از شبکههای اجتماعی مجازی با شغل و درآمد پدر و تحصیلات مادر اختلاف معنیداری مشاهده شد(۰/۰۵>P). بین میزان خودکارآمدی و تحصیلات پدر اختلاف معنیداری گزارش شد(۰/۰۵>P). در گروه مداخلهی سواد سلامت الکترونیک از ۲/۶۱±۱۶/۸۵ به ۱/۸۹±۲۹/۱۵، میزان استفادهی مؤثر از شبکههای اجتماعی از ۱۵/۰۵±۵۰/۰۴ به ۸/۳۸±۳۷/۵۷ و خودکارآمدی از ۴/۷۸±۵۰/۹۶ به ۵/۱۹±۶۴/۴۷ رسید که این اختلاف از نظر آماری معنیدار(۰/۰۰۰۱>P) بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که آموزش میتواند سواد سلامت الکترونیک و خودکارآمدی دانشآموزان را افزایش داده و در استفاده مؤثر از شبکههای اجتماعی مجازی تأثیرگذار باشد. پیشنهاد میشود؛ مدارس از طریق برنامههای درسی و ایجاد محیطهای حمایتی، فرصتهایی را برای تقویت سواد سلامت الکترونیک با هدف افزایش خودکارآمدی دانشآموزان در استفاده مؤثر از شبکههای اجتماعی مجازی، فراهم نمایند. همچنین بهتر است که مشارکت فعال والدین و معلمان نیز در طراحی مداخلات در نظر گرفته شود.