Ethics code: IR.UMSHA.REC.1402.508
1- استادیار گروه گفتاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران ، e_rezaei@umsha.ac.ir
2- استادیار گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
چکیده: (192 مشاهده)
زمینه و هدف: آسیبشناسی گفتار-زبان و بلع از شاخههای علوم توانبخشی است که به ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالات گفتار و زبان میپردازد. با توجه به نقش کلینیکهای دانشگاهی در درمان، آموزش و تولید دادههای بالینی، کیفیت مستندسازی در این مراکز اهمیت دارد؛ زیرا ثبت ناقص یا ناهماهنگ اطلاعات میتواند تصمیمگیری بالینی، تداوم درمان و تحلیلهای پژوهشی را مختل کند. این مطالعه با هدف بررسی میزان کاملبودن، دقت و انسجام محتوای اجزای اصلی مستندسازی دادههای بالینی در پروندههای گفتاردرمانی کلینیکهای وابسته به دانشکده علوم توانبخشی همدان طی یک دورهی دهساله انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش توصیفی- مقطعی با طراحی گذشتهنگر بود. جامعهی پژوهش شامل تمامی پروندههای گفتاردرمانی ثبتشده در چهار کلینیک وابسته به دانشگاه علوم پزشکی همدان در بازهی زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ بود. نمونهگیری بهروش سرشماری انجام شد و در مجموع ۱۴۶۸ پرونده وارد تحلیل گردید. دادهها با استفاده از یک فرم استخراج محققساخته، مبتنی بر اجزای اصلی پروندههای بالینی گفتاردرمانی، جمعآوری و با بهرهگیری از آمار توصیفی شامل فراوانی و درصد در نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: بررسی ۱۴۶۸ پرونده نشان داد که مستندسازی اطلاعات بالینی با نواقص قابلتوجهی همراه بود. بیشترین میزان عدم ثبت مربوط به نحوه ارجاع(۹۱/۱%)، دوزبانگی(۷۰/۱%)، تشخیص پزشکی(۶۹/۳%) و محل سکونت(۷۳/۵%) بود. در ۳۷% از پروندهها، مستندات صرفاً به ارزیابی اولیه محدود بود و اطلاعاتی درباره تداوم درمان ثبت نشده بود. اطلاعات سن و تشخیص گفتاری بهترتیب در ۳/۵% و ۳/۲% پروندهها ثبت نشده بود؛ همچنین، تعداد جلسات درمانی در ۹۷ پرونده(۶/۶% از کل پروندهها) بهصورت ناقص یا نامنظم ثبت شده بود. بیشترین فراوانی مراجعان به گروه سنی ۳ تا ۶ سال(۵۱/۳%) اختصاص داشت. در میان تشخیصهای گفتاری، اختلال در تولید صداهای گفتاری(۱۸/۹%)، تأخیر گفتار و زبان(۱۸/۱%) و ناروانی گفتار(۱۸%) شایعترین موارد بودند. در تشخیصهای پزشکی ثبتشده نیز آسیب حنجره، شکاف کام و لب و فلج مغزی بیشترین فراوانی را داشتند. میزان ثبت منظم دادهها در مراکز، در سطح توصیفی، از حدود ۳۵% تا ۵۲% متغیر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشاندهندهی ضعفهای ساختاری در مستندسازی دادههای بالینی در کلینیکهای گفتاردرمانی مورد بررسی است. استقرار فرمهای استاندارد، آموزش هدفمند دانشجویان و درمانگران و راهاندازی سیستم پرونده الکترونیک میتواند به ارتقای کیفیت مستندسازی، بهبود مراقبت بالینی و افزایش قابلیت استفادهی پژوهشی از دادهها کمک کند و مبنایی برای برنامهریزی راهبردی در توسعهی خدمات توانبخشی در دانشگاههای علوم پزشکی کشور باشد.
نوع مطالعه:
پژوهشی اصيل |
موضوع مقاله:
بین رشته ای