Ethics code: IR.IUMS.REC.1398.736
1- دکتری مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
2- استاد گروه مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
3- دانشیار گروه مدیریت و سیاستگذاری سلامت، دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، تبریز، ایران
4- دانشیار گروه مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
5- استاد گروه طب سالمندی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، تهران، ایران
6- استادیار گروه سالمندشناسی سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
7- مرکز ملی تحقیقات راهبردی آموزش علوم پزشکی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تهران، ایران ، masoudaboulhallaj@nasrme.ac.ir
چکیده: (433 مشاهده)
زمینه و هدف: با بروز تغییرات جمعیتشناختی و رشد جمعیت سالمند در ایران در دهههای اخیر، نیاز به اصلاح و بازنگری سیاستهای سلامت در راستای بهبود ارایه خدمات و پاسخگویی به تقاضاهای جمعیت سالمند وجود دارد. استقرار و توسعهی نظام مراقبت پایدار و عادلانه برای پاسخگویی به نیازهای بلندمدت و در راستای دستیابی به پوشش همگانی سلامت در دستور کار بسیاری از کشورهای جهان قرار دارد. هدف از این مطالعه، شناسایی چالشهای تولیت مراقبتهای بلندمدت در نظامسلامت ایران بود.
روش بررسی: این مطالعهی کیفی بهمنظور بررسی دیدگاههای گروهی متشکل از ۱۷ نفر از صاحبنظران، مدیران ارشد و کارشناسان وزارت بهداشت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و دانشگاههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی که از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، در سال ۱۴۰۰ انجام شد. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته صورت گرفت که تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه داشت. برای تحلیل یافتهها از روش تحلیل مضمون Braun و Clarke استفاده گردید.
یافتهها: در این مطالعه با ۱۷ نفر از مدیران و کارشناسان نظامسلامت مصاحبه شد(۱۴ مرد و ۳ زن). چالشهای تولیت مراقبتهای بلندمدت سالمندی در نظامسلامت ایران در دو دستهی اصلی شامل: سیاستگذاری و تولید شواهد، حکمرانی درونبخشی و رهبری بینبخشی و هفت موضوع فرعی شامل: تضاد منافع در سیاستگذاری، ضعف در جامعیت سیاستهای حوزه سالمندی، ضعف سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، گسست در تولیت مراقبت بلندمدت، ساختار نامناسب، مشکلات زیرساختی نظامسلامت و روابط بینبخشی ضعیف طبقهبندی گردید. بهرسمیت شناختن مراقبتهای حاد و بیمارستان محور، وجود دیدگاه درمانمحور در تدوین سیاستهای سلامت، ضعف برنامهریزی هوشمند و آیندهنگر در برابر تغییرات دموگرافیک، عدمشفافیت در تولیت مراقبت سالمندان و مراقبتهای بلندمدت، مشخص نبودن متولی مراقبت بلندمدت در ساختار وزارت بهداشت، محدود بودن شواهد علمی ملی در زمینهی مراقبت بلندمدت و صرفهی اقتصادی، تضاد درونبخشی و روابط غیرساختارمند و ضعیف بین بازیگران مختلف مرتبط با مراقبتهای بلندمدت از اصلیترین چالشهای مرتبط با تولیت مراقبت بلندمدت سالمندی بود.
نتیجهگیری: برای توسعهی مؤثر نظامهای مراقبت بلندمدت، ضروری است، سیاستگذاری و برنامهریزی نظام مراقبتهای بلندمدت در اولویت قرار گیرد و نقشها و وظایف در سطوح مختلف دولت بهوضوح تعیین شود و مسئولیتهای نهادهای عمومی در سطوح ملی، منطقهای و محلی تقویت گردد. این رویکرد میتواند به بهبود کیفیت خدمات و پاسخگویی به نیازهای جمعیت سالمند و بیماران مزمن کمک کند و به بازنگری در تولیت مراقبتهای بلندمدت ختم شود.